
در دو سه روز اخیر، چند رباعی و دو بیتی در من جوشید که برای تعدادی از دوستان پیامک کردم. عده ای را خوش آمد و عده ای هم به تکفیر برخواستند که: " سید، خجالت بکش، قباحت هم حدی داره،..."
هر کس نداند، حسین و خدایش می دانند که گوشت و پوستم از اوست. اما چه کنم که راه شیعیان "علوی" از "صفوی" جداست و حسینی که من باور دارم با حسینی که آن ها برایش سینه میزنند بیگانه است.
از این رو تصمیم گرفتم این ابیات را در این پست بگذارم تا بر دوستان و دشمنانم افزوده باشم. یا علی:
یاد تو حسین، مایه ی تسکین است
خون تو پناه و پشتبان دین است
تلخ است اگر یاد مصیبت هایت
آقا شله زرد تو چقد!! شیرین است
یاد تو دوای درد و امراض بدن
نام تو شفای رنج و آلام و محن
با بودن تو حسین جان، دکترها
بایست " برن جلو همه بوق بزنن "
پشت همه ی لشگر خونخوار یزید
با این علم بیست و سه تیغه لرزید
ده تیغ دگر بر آن علم افزودیم
تا کور شود هر آن که نتواند دید
آن کس که به کفر و معصیت چالاک است
در خوردن مال مردمان بی باک است
از قول من ش بگو بیا هیئت ما
یک روز بزن سینه تمامش پاک است
ما درون خیمه سینه می زنیم
اصفهان تا میمه سینه می زنیم
کربلا و ماتم آن جای خود
ما برای قیمه سینه می زنیم
برای عزایت همه آمدیم
نه تنها که یک عالمه آمدیم
به پشت خیامت حسین عزیز
سیه پوش با قابلمه آمدیم
گویند حسین پاک تا داشت نفس
جنگید علیه شهوت و ظلم و هوس
ما را چه به رمز و راز این کار بزرگ
عشق است همین دو روز تعطیلی و بس
اگر به ارادت هالو به حسین شک دارید ، ساقی نامه عاشورایی را بخوانید.
بر شکاکش لعنت.....بشمار